دیه و قصاص

دیه

برای مطالبه دیه یا دفاع ازآن دفتر وکالت ما با ۲۵ سال سابقه وکالت به شما مشاوره حقوقی رایگان میدهد.

دیه یا خون بها از قوانین اسلام است و بر اساس تعاریف فقهی مال یا پولی است که به سبب کشتن انسان یا نقض عضو به کسی که صدمه دیده است یا به بازماندگان او پرداخت می شود و در تعریف حقوقی  دیه کیفر نقدی است که از مجرم به نفع مجنی علیه یا قائم مقام او گرفته شود . میزان دیه از سوی شارع برای جنایت تعیین شده است .

تعریف دیه :

مستند به ماده ۴۴۸ از قانون مجازات اسلامی ( باب دیات ) دیه مقدر مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیر عمدی بر نفس ، عضو یا منفعت ، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد مقرر شده است .

همانگونه که ملاحظه می گردد دیه کیفرمالی است که تعلق می گیرد به :

  • جنایت غیر عمدی به نفس ( قتل )
  • جنایت غیر عمدی به عضو
  • جنایت غیر عمدی به منفعت
  • جنایت عمدی که به هر علت امکان قصاص وجود ندارد .

تعریف ارش :

مستند به ماده ۴۴۹ از قانون مجازات اسلامی ( باب دیات ) ارش ، دیه غیر مقدر است که میزان آن در شرع مشخص نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر کارشناس ، میزان آن را تعیین می کند . مقررات دیه مقدر در مورد ارش نیز جریان دارد مگر اینکه در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود .

  • ارش البکاره ( موضوع ماده ۶۵۸ از قانون مجازات اسلامی )
  • ارش قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردان خنثای مشکل یا ملحق به زن
  • ( موضوع ماده ۶۶۷ از قانون مجازات اسلامی )
  • ارش زوال و نقصان حافظه و نیز اختلال روانی در صورتی که به حد جنون نرسد ( موضوع ماده ۶۷۶ از قانون مجازات اسلامی )

موارد تعلق دیه

مستند به ماده ۴۵۰ از قانون مجازات اسلامی دیه به موارد زیر تعلق می گیرد :

  1. جنایت شبه عمدی
  2. جنایات خطای محض
  3. جنایات عمدی که قصاص در آن جایز یا ممکن نیست .

جنایت عمدی :

مستند به ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی جنایت در موارد زیر عمدی محسوب می شود :

الف – هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود ، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود ، خواه نشود .

ب – هرگاه مرتکب ، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن ، می گردد ، هر چند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود .

پ – هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است ، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن ، نمی شود لکن در خصوص مجنی علیه ، به علت بیماری ، ضعف ، بیماری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود مشروط بر آن که مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد .

ت – هر گاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد ، بدون آن که فرد  یا جمع معینی مقصود وی باشد ، و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن ، واقع شود ، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند .

جنایت شبه عمدی :

مستند به ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی جنایت در موارد زیر شبه عمدی محسوب می شود :

الف – هرگاه مرتکب نسبت به مجنی علیه قصد و رفتاری را داشته لکن قصد جنایت واقع شده یا نظیرآن را نداشته باشد و از مواردی که مشمول تعریف جنایات عمدی می گردد ، نباشد .

ب – هرگاه مرتکب ، جهل به موضوع داشته باشد مانند آنکه جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار وی شی ء یا حیوان و یا افراد مشمول ماده ( ۳۰۲ ) این قانون است به مجنی علیه وارد کند ، سپس خلاف آن معلوم گردد .

پ – هر گاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب واقع شود مشروط بر اینکه جنایت واقع شده یا نظیر آن مشمول تعریف جنایت عمدی نباشد .

جنایت خطای محض :

مستند به ماده ۲۹۲ از قانون مجازات اسلامی جنایت در موارد زیر خطای محض محسوب می شود :

الف – در حال خواب و بیهوشی و مانند آنها واقع شود .

ب – به وسیله صغیر و مجنون ارتکاب یابد .

پ – جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد ایراد فعل واقع شده بر او را ، مانند آنکه تیری به قصد شکار رها کند و به فردی برخورد نماید .

تبصره – در مورد بندهای ( الف ) و ( پ ) هرگاه مرتکب آگاه و متوجه باشد که اقدام او نوعا موجب جنایت بر دیگری می گردد ، جنایت عمدی محسوب می شود .

ادله اثبات دیه

مستند به ماده ۴۵۴ از قانون مجازات اسلامی ادله اثبات دیه ، علاوه بر قسامه ، همان ادله اثبات دیون و ضمان مالی است از قبیل اقرار ، شهادت شهود ، علم قاضی ، سوگند ، قرائن و امارات قانونی و ایضاً قسامه …

مستند به ماده ۴۵۵ از قانون مجازات اسلامی در صورت حصول لوث و فقدان ادله دیگر غیر از سوگند منکر قتل عمدی موجب دیه با ۵۰ قسم مرد

قتل غیر عمدی با قسم ۲۵ مرد اثبات می گردد .

و مستند به ماده ۴۵۶ از قانون مجازات اسلامی : در جنایات بر اعضاء و منافع اعم از عمدی و غیر عمدی در صورت لوث و فقدان ادله دیگر غیر از سوگند ، مجنی علیه می تواند با اقامه قسامه به شرح زیر ، جنایت مورد ادعا را اثبات و دیه آن را مطاله کند . لکن حق قصاص با آن ثابت نمی شود .

الف – ۶ قسم در جنایتی که دیه آن به مقدار دیه کامل است .

ب – ۵ قسم در جنایتی که دیه آن پنج ششم دیه کامل است .

پ – ۴ قسم در جنایتی که دیه آن دو سوم دیه کامل است .

ت – ۳ قسم در جنایتی که دیه آن یک دوم دیه کامل است .

ث – ۲ قسم در جنایتی که دیه آن یک سوم دیه کامل است .

ج – ۱ قسم در جنایتی که دیه آن یک ششم دیه کامل یا کمتر از آن است .

مسئول پرداخت دیه

مستند به ماده ۴۶۲ از قانون مجازات اسلامی پرداخت دیه در جنایت عمدی و شبه عمدی به عهده خود مرتکب است .

مستند به ماده ۴۶۳ از قانون مجازات اسلامی در جنایات خطای محض در صورتی که جنایت با بینه یا قسامه یا علم قاضی ثابت شود ، پرداخت دیه بر عهده عاقله است و اگر با اقرار مرتکب یا نکول او از سوگند یا قسامه ثابت باشد بر عهده خود اوست .

مستند به ماده ۴۶۸ از قانون مجازات اسلامی عاقله عبارتند از : پدر ، پسر و بستگان ذکور نسبی پدری و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث است . همه کسانی که در زمان فوت ما توانند ارث ببرند به صورت مساوی مکلف به پرداخت دیه می باشند .

مستند به ماده ۴۶۹ از قانون مجازات اسلامی عاقله در صورتی مسئول است که علاوه بر داشتن نسب مشروع ، عاقل ، بالغ و در مواعد پرداخت اقساط دیه ، تمکن مالی داشته باشد .

مهلت پرداخت دیه

مستند به ماده ۴۸۸ از قانون مجازات اسلامی مهلت پرداخت دیه ، از زمان وقوع جنایت به ترتیب زیر است مگر اینکه به نحو دیگری تراضی شده باشد :

الف – در جنایت عمدی موجب دیه ، یک سال قمری

ب – در جنایت شبه عمدی ، طرف دو سال قمری

ج – در جنایت خطای محض ، ظرف سه سال قمری

مقادیر دیه

دیه نفس :

مستند به ماده ۵۴۹ از قانون مجازات اسلامی موارد دیه کامل همان است که در مقررات شرع تعیین شده است و میزان آن در ابتدای هر سال توسط رییس قوه قضاییه به تفصیل بر اساس نظر مقام رهبری تعیین و اعلام می شود .

مستند به ماده ۵۵۰ از قانون مجازات اسلامی دیه قتل زن ، نصف دیه مرد است .

مستند به ماده ۵۵۱ از قانون مجازات اسلامی دیه خنثای ملحق به مرد ، دیه مرد و دیه خنثای ملحق به زن ، دیه زن و دیه خنثای مشکل ، نصف دیه مرد به علاوه نصف دیه زن است .

به موجب ماده ۵۵۲ از قانون مجازات اسلامی در کلیه جنایاتی که مجنی علیه مرد نیست ، معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد از صندوق تامین خسارت های بدنی پرداخت می شود .

مستند به ماده ۵۵۴ از قانون مجازات اسلامی  بر اساس نظر حکومتی مقام رهبری ، دیه جنایت بر اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اندازه دیه مسلمان تعیین می گردد .

مستند به ماده ۵۵۵ از قانون مجازات اسلامی هرگاه رفتار مرتکب و فوت مجنی علیه هر دو در ماه های حرام ” محرم ، رجب ، ذی القعده و ذی الحجه ” یا در محدوده حرم مکه ، واقع شود خواه جنایت عمدی یا غیر عمدی باشد ، علاوه بر دیه نفس ، یک سوم دیه نیز افزوده می شود . سایر مکان ها و زمان های مقدس و متبرک مشمول حکم تغلیظ دیه نیست .

مستند به ماده ۵۵۷ از قانون مجازات اسلامی تغلیظ دیه مخصوص قتل نفس است و در جنایت بر اعضاء و منافع جاری نیست .

دیه اعضاء :

مستند به ماده  ۵۵۸ از قانون مجازات اسلامی در جنایات عمدی که قصاص در آن ممکن نیست یا بر دیه ، مصالحه شده و مقدار آن مشخص نشده است به شرح مقرر در این قانون ، دیه ثابت می شود .

مستند به ماده ۵۶۰ از قانون مجازات اسلامی دیه زن و مرد در اعضاء و منافع تا کمتر از ثلث دیه کامل مرد یکسان است و چنانچه ثلث یا بیشتر شود دیه زن به نصف تقلیل می یابد .

مستند به ماده ۵۶۳ از قانون مجازات اسلامی از بیم بردن اعضای فرد و هر دو عضو از اعضای زوج ، دیه کامل و از بین بردن هر یک از اعضای زوج ، نصف آنت میباشد-  خواه عضو مزبور از اعضای داخلی بدن باشد خواه از اعضای ظاهری مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد .

مستند به ماده ۵۶۴ از قانون مجازات اسلامی فلج کردن عضو دارای دیه معین ، دو سوم آن عضو و از بین بردن عضو فلج ، یک سوم دیه همان عضو را دارد . در فلج کردن نسبی عضو که درصدی از کارایی آن از بین می رود ، با توجه  به کارایی از دست رفته ، ارش تعیین می گردد .

مستند به ماده ۵۶۶ از قانون مجازات اسلامی دیه اعضایی که با پیوند و امثال آن در محل عضو از بین رفته ، قرار گرفته است و مانند عضو اصلی دارای حیات می شوند به میزان دیه عضو اصلی است و اگر دارای حیات گردد ولی از جهت دیگری معیوب شود ، دیه عضو معیوب را دارد . از بین بردن اعضای مصنوعی ، تنها موجب ضمان مالی است .

مستند به ماده ۵۶۸ از قانون مجازات اسلامی در شکستگی عضوی که دارای دیه مقدر است ، چنانچه پس از جنایت به گونه ای اصلاح شود که هیچ عیب و نقصی در آن باقی نماند ، چهار بیست و پنجم دیه آن عضو ثابت است و چنانچه با عیب و نقص اصلاح شود یا برای آن عضو دیه مقدری نباشد ارش ثابت است مگر در مواردی که در این قانون خلاف آن مقرر شده باشد .

مستند به ماده ۵۶۹ از قانون مجازات اسلامی  شکستن ، ترک برداشتن و خرد شدن استخوان هر عضو دارای دیه مقدر به شرح ذیل است :

الف –  شکستن استخوان هر عضو یک پنجم دیه آن عضو و اگر بدون عیب درمان شود چهار پنجم دیه شکستن آن است .

ب –  خرد شدن استخوان هر عضو یک سوم دیه آن عضو و اگر بدون عیب درمان شود چهار پنجم دیه خرد شدن آن استخوان است .

پ –  ترک برداشتن استخوان هر عضو چهار پنجم دیه شکستن آن عضو است .

ت –  جراحتی که به استخوان نفوذ کند بدون آن که موجب شکستگی آن گردد و نیز دیه موضحه آن ، یک چهارم دیه شکستگی آن عضو است .